صفحه نخست / مقالات / استقلال کوردستان و هلال شیعی

استقلال کوردستان و هلال شیعی

استقلال کوردستان و هلال شیعی
استقلال کوردستان 

 پس از پیشرفتهای مداوم اقلیم کوردستان و خودمدیریتی کوردستان علی‌الخصوص مطرح شدن بحث اعلام استقلال کوردستان و موثر بودن رئیس اقلیم کوردستان بر سر این موضوع وقدم نهادن در راه همسو و متحد شدن با غرب و بی توجهی به خواستهای نامشروع ایران سبب عصبانیت و کارشکنی ایران باچنین پروسەای گردید به طوری که به صورت مستقیم و غیر مستقیم دست به تهدید و مخالفت کردن با اقلیم کوردستان می زند و تا جایی پیش رفتند که تأسیس دولت کوردی را به درست شدن اسرائیل دوم توصیف می کنند (چنین نگرشی به دولت کوردستان بیشتر ناشی از استراتژی ناامن سازی منطقه به منظور سرپوش گذاشتن و توجیه سرکوب جنبش های ازادی خواهی ملتهای تحت ستم ایران و دور نگه داشتن نیش جامعه بین المللی از اوضاع داخلی ایران و سرگرم کردن آنان با بحران هایی که ایرانی پارسی یک عامل درگیر ثابت همه ان ها است).

به دلیل اینکه ایرانی پارسی چنین رویدادی را به مثابه خطری استرتژیک میبیند واگر تا کنون نیز از سیاست تنقر و نیاز پیروی کرده در قبال حکومت اقلیم کوردستان، تنها به دلیل شرایط و اوضاع بد اقتصادی و سیاسی خود بوده که در نتیجه تحریمهای بین المللی گریبانگیره‌اش شده است نه به دلیل مسلک مشترک یا حلقه به گوش بودن و چابلوسی باند و جریاناتی دراحزابی در اقلیم که سنتا ستون پنجم (البته دیگر امروزه آنان نه به صورت پنهانی، بلکه علنا و به طور رسمی در چارچوب منافع ایرانی پارسی اقدام می کنند و کار بازوی برون مرزی سپاه پاسداران را خود عهده دار گشته اند) این رژیم هستند..!! ولی اکنون دیگر جنگ نیابتی در حال به پایان رسیدن است و ایران باید خود مستقیم وارد این میدان شود، و از همه مهمتر اینکه باندهای که ستون پنجمین ایرانی پارسی بودند هم اکنون با مواضع و تبلیغات و اعمالشان نشان میدهند که گویا ایجاد دولت کوردستان برای ملت کورد هدف و استراتژیی کوردها نیست !! و این نقشه و توطئه صهیونیزم است !!و ما با امپریالیزم میجنگیم تا آزادی تمام جهان!! (چنان به نظر می رسد که در نزد آنان کوردستان بخشی از جهان محسوب نمی شود) عضویت خویش را در محور شیعه و یا شایسته تر آنکه گفته شود هلال شیعی شیوعی پارسی، آشکار کردند بدان امید که پروسه استقرار و پیشرفت ملت کورد و پیوستنش به ملل دیگر جهان را متوقف نمایند اما واقعیت آن است که در این دوئل ایرانی پارسی بازنده بوده و هلال آن رو به اضمحلال پیش می رود. چرا که اکنون دیگر تمامی ملل جهان به ماهیت جمهوری اسلامی ایرانی پارسی پی برده اند و مطلعند که جمهوری اسلامی ایرانی پارسی به گونه ای بسیار ماهرانه در صدد گسترش اختلافات در سطح این کشورهاست و درواقع سر مار ایران است و پیشینه‌ای خونبار دارد و همچنین این شیوه بخشی ناگسستنی از فلسفه وجودی ایرانی پارسی می باشد از این رو سیاست آشفته و پریشان نمودن و نیز مداخله در امورات دیگر کشورها را اساس کار خود قرار داده است به گونه‌ای که منطقه خاورمیانه پس از به سلطه رسیدن جمهوری اسلامی ایران حتی یک روز خوش به خود ندیده است و این سبب گردیده است تا لقب مادر تروریسم بین المللی به ایران نسبت داده شود.

اینک جهان آزاد در صدد رهایی و بدور انداختن آن است تا دیگر بیش از این مهلت آن را نداشته باشد تا انسانیت را در خویش منفجر نماید. در خاتمه باز لازم به یادآوری است که به هنگام بررسی و موشکافی وضعیت کنونی اقلیم کوردستان، نقش و تاثیرات و مداخلات جمهوری اسلامی ایرانی پارسی را نباید از یاد برد و به یاد داشته باشیم که ایرانی پارسی از دشمنان قسم خورده و کینه توز ملت کورد و استقرار انسانیت، صلح و توسعه می باشد، اگر با این پیش زمینه ذهنی به قضیه بنگریم، خواهیم دید که حکومت اسلامی عراق و سوریه معروف به داعش، پدیده نوظهوری نیست و حدود سی و پنج سال قبل زاده شده است، زمانی که دنیا درگیر کشاکش بین قطب های بزرگ جهانی بود و چشم و گوش هایش را نسبت به صداهایی بسته بود که وضعیت بحرانی امروز منطقه و ماجراجووی های خونبار درون مرزی و برون مرزی ایران را به ما هشدار می دادند. از این رو به وقوع پیوستن این امر و پدیداری آن می بایست نقطه تکانش فکری مجدد ما کوردها باشد و به گونه‌ای واقع بینانه تر به موقعیت و شرایط بنگریم و امیدوارتر و مستحکم تر در راستای دفاع برحق خویش . به سوی افقی روشن ،گام بنهیم و با هوشیاری ملی سد راه ستون پنجمهای ایران بشویم که درصددند تا جنگ روانی وجنگ داخلی را برای ملت کورد در این بخش از کوردستان برپا نمایند و تداوم ببخشند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *